عجب خریداری است خداوند!

کدام بانک این همه سود می دهد؟!

کدام مشتری اینجوری جنس می خرد؟!

کدام امانت دار اینجوری امانت داری می کند؟!

مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنبُلَةٍ مِّئَةُ حَبَّةٍ وَاللّهُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ.

مَثَل (صدقات‏) كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق می كنند، همانند دانه‏ اى است كه هفت خوشه بروياند كه در هر خوشه‏ اى صد دانه باشد؛ و خداوند براى هر كس كه بخواهد (آن را) چند برابر می ‏كند، و خداوند گشايشگر داناست‏.

بقره/261



تاريخ : جمعه هفتم فروردین ۱۳۹۴ | 10:23 | نویسنده : سیدحجت الله موسوی زاده |

این همه تفاوت؟!

کچل باشی، بری بالای شهر میگن مد روزه، بری مرکز شهر میگن سربازی، بری پایین شهر میگن زندانی بودی، این همه تفاوت توی شعاع 20 کیلومتر…!!!

یعنی فقط کافیه تو خونتون بفهمن که امتحان دارین، اونوقت بخوای بری توالتم میگن کجا؟؟؟ مگه تو امتحان نداری؟؟؟

***********************

میازار موری که دانه کش است… در مورد مورچه ای که دانه همراه اش نیست،  می توانید بیازارید…!!

تلویزیون داره سیرک نشون میده که چهارتا گاو میان از رو طناب میپرن و میرن! مامانم یه نگاه به تلویزیون میندازه و بعدش یه نگاه به من! میگه : اینا گاو تربیت کردن ما هنوز تو تربیت تو موندیم…!!!

تا حالا دقت کردی وقتی کباب با برنج میخوریم 90% حواسمون به اینه که هردوتاش باهم تموم شه..!!!دقت کن

تا حالا دقت کردین لذتی که در پرت کردن شلوار گوشه اتاق هست، تو زدنش به چوب لباسی‎ ‎نیست.واقعا حسش نیس …!!!

بابام اومده تو اتاقم میگه: اینترنت قطعه؟؟؟ میگم: نه چرا قطع باشه!؟ میگه: آخه دیدم داری درس میخونی…!!!

------------------------

برگرفته از وبلاگ آوای مهر بروجرد



تاريخ : جمعه هفتم فروردین ۱۳۹۴ | 10:17 | نویسنده : سیدحجت الله موسوی زاده |



تاريخ : پنجشنبه ششم فروردین ۱۳۹۴ | 18:0 | نویسنده : سیدحجت الله موسوی زاده |

بینندگان عزیز سلام

در آستانه حلول سال 1394 هستیم؛

با تبریک سال جدید، در سایه الطاف حضرت زهراء سلام الله علیها بهترین تقدیرات الهی را برایتان آرزومندم و امیدوارم در لحظات روحانی تحویل سال ما را هم از دعای خیرتان فراموش نکنید که فرموده اند خدا را از زبان غیر بخوانید(بگویید دیگران برایتان دعا کنند)که این به اجابت نزدیکتر است و خداوند برای کسانی که در حق دیگران دعا می کنند، چند برابر را به خودشان عطا می فرماید.

           

از خداوند می خواهیم در این سال جدید ریشه فقر، فساد، بیکاری، اعتیاد، بد اخلاقی و بی خانمانی را در این کشور علوی بخشکاند و به همه شما دلی سرشار از ایمان و جسمی توأم با سلامتی کامل عنایت فرماید.

                                             آمین یا رب العالمین

سیدحجت الله موسوی زاده



تاريخ : جمعه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۳ | 17:38 | نویسنده : سیدحجت الله موسوی زاده |

کوشش بیهوده به از خفتگی!

 

لنگ و لونگ و خفته شکل و بی ادب      سوی حق می غیژ و او را می طلب

دوست  دارد  دوست این  آشفتگی          کوشش  بیهوده  به  از  خفتگی

                                              (مولانا)

-----------------------------

 غیژ = خزیدن بر روی شکم

لنگ و لونگ = لنگان لنگان



تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ | 18:5 | نویسنده : سیدحجت الله موسوی زاده |
امسال عید نوروز هم مراعات تو را می کنیم!

امام صادق علیه السلام فرمودند:

«شیعتنا خلقوا من فاضل طینتنا یفرحون بفرحنا و یحزنون بحزننا».

« شیعیان ما از بقایای گل ما خلق شده اند،شاد می شوند به شادی ما و محزون می شوند به حزن ما»

(بحار الأنوار، ج‏65،ص 18)                                                       

یا فاطمة الزهراء؛

تو مادر همه شیعیان خالصی!

اما ما محبان هم تو را مادر خود می دانیم و به احترام تو عید امسال را هم شادمانی نمی کنیم!

سالروز شهادت حضرت صدیقه کبری سلام الله علیها به روایت 95 روز بعد از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را به همه دوستان آن بزرگوار تسلیت عرض می نمائیم.

                                سیدحجت الله موسوی زاده



تاريخ : پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ | 13:9 | نویسنده : سیدحجت الله موسوی زاده |

توبه می کنم از توبه هایم!

خداوندا!

شرمنده ام؛

از اینکه یک سال دیگر از عمرم گذشت و تغییری در من ایجاد نشد!

از اینکه هنوز همان آدم سال قبل هستم و شاید افت قیمت هم داشته ام!

از اینکه همان صفات و همان اخلاقیات و همان افکار گذشته را در سر دارم!

از اینکه نتوانستم همپای طبیعت رشد کنم و سبز شوم و متحول گردم!

از اینکه توبه و جبران گذشته هایم را به امروز و فردا انداختم!

از اینکه توبه هایم را شکستیم!

از اینکه توبه هایم ناقص بود و نیاز به توبه از توبه هایم دارم!

از اینکه به زبان استغفرالله گفتم و در دل میل به گناه داشتم و از مرور کردن گناهانم لذت بردم!

از اینکه یک گناه را کنار گذاشتم و برای گناه بعدی برنامه ریزی نمودم!

از اینکه تو مرا انسان آفریدی و من گرگ و پلنگ و خوک و مار و موش و سگ شدم!

خداوندا!

تو مرا با فطرت پاک آفریدی، برایم رسول و کتاب آسمانی فرستادی، به من عقل دادی، خوب و بد را به من الهام کردی ، اما من با بی اعتنایی به این رسولان ظاهری و باطنی و بکار نبستن نسخه های شفابخش قرآن ، به همه آنها پشت کردم و راه خودم را رفتیم!

خداوندا!

حتی از توبه کردنم هم باید توبه کنم، زیرا اگر تمام حیله هایم را هم بکار بندیم، نمی توانیم سر تو را کلاه بگذارم که مکر تو بالاترین مکرهاست...

أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِي لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ ذُو الْجَلاَلِ وَ الْإِكْرَامِ‏
 طلب آمرزش مى‏ كنم از خدايى كه جز او خدايى نيست اوست زنده و پاينده ابدى اوست بخشنده و مهربان اوست صاحب جلال و بزرگوارى
وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيَّ تَوْبَةَ عَبْدٍ ذَلِيلٍ خَاضِعٍ فَقِيرٍ بَائِسٍ مِسْكِينٍ مُسْتَكِينٍ مُسْتَجِيرٍ
 و درخواست مى ‏كنم كه توبه ‏ام بپذيرى توبه اين بنده ذليل پست گداى پريشان روزگار بيچاره ‏زمين ‏گير پناه آورنده به تو
لاَ يَمْلِكُ لِنَفْسِهِ نَفْعاً وَ لاَ ضَرّاً وَ لاَ مَوْتاً وَ لاَ حَيَاةً وَ لاَ نُشُوراً
 كه از خود داراى هيچ نفع و ضررى نيست و مرگ و زندگى و حشر و نشرش هيچ به اختيار او نيست. 

                               سیدحجت الله موسوی زاده                            



تاريخ : سه شنبه بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ | 18:28 | نویسنده : سیدحجت الله موسوی زاده |

برکت انفاق در راه خدا

sham1sham1sham1sham1sham1sham1sham1sham1sham1sham1

وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَتَثْبِيتًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِن لَّمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ.

و مَثَل (صدقات‏) كسانى كه اموال خويش را براى طلب خشنودى خدا و استوارى روحشان انفاق می ‏كنند، همچون مَثَل باغى است كه بر فراز پشته‏اى قرار دارد (كه اگر) رگبارى بر آن برسد، دو چندان محصول برآورد، و اگر رگبارى هم بر آن نرسد، بارانِ ريزى (براى آن بس است‏)، و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد بيناست‏.

بقره/265

           



تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ | 23:33 | نویسنده : سیدحجت الله موسوی زاده |

آنها به ما کمک می کنند!

اگر دست نابینایی را گرفتیم و او را از این سمت خیابان به آن سمت خیابان رساندیم؛

اگر گرسنه ای را سیر کردیم؛

اگر برهنه ای را پوشاندیم؛

اگر به فقیری صدقه دادیم؛

اگر آدم غمناکی را شاد کردیم؛

یک وقت به اشتباه فکر نکنیم که ما به آنها کمک کرده ایم، نخیر، اینجوری نیست، بلکه آنها هستند که به ما کمک می کنند!

           

وقتی آنها سر راهمان قرار می گیرند تا به واسطه کمک به آنها به کمال برسیم و به خدا نزدیک شویم و برای آخرت خودمان چیزی ذخیره کنیم، چه منتی بر آنها داریم و چرا باید فکر کنیم ما داریم به آنها کمک می کنیم؟!

در واقع فقیران و بیماران و ضعیفان و... به این دنیا آمده اند تا به ما کمک کنند و به واسطه باری که از دوششان بر می داریم، خودمان به نوایی برسیم!

فکرش را بکنید، خدا و اهل بیت علیهم السلام و فرشتگان می توانند به بهترین وجه اینگونه افراد را کمک کنند ، اما این افراد در میان ما قرار گرفته اند تا امتحان بدهیم و به رشد برسیم وگرنه برای خدا کاری ندارد که مشکل اینها را حل کند!

و به راستی اگر چنین آدمهایی وجود نداشتند، ما چگونه می توانستیم با خدا اعلام دوستی کنیم و چه عمل خیری می توانستیم انجام بدهیم تا رستگار شویم؟!

لذا خوب است از خدا بخواهیم تا ما را در خدمت به بندگان خود در حد توانمان یاری کند، البته به شرط اخلاص(برای رضای خدا) ، بی منت و بی آزار و اذیت!

اینها را که گفتم ، عقیده شخصی من است که از آیات و روایات و بزرگان دین آموخته ام.

التماس دعا

                                         سیدحجت الله موسوی زاده



تاريخ : دوشنبه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۳ | 19:30 | نویسنده : سیدحجت الله موسوی زاده |

مضطر کیست؟

چه زمانی دعا زود به اجابت می رسد؟

مضطر کسی است که گرفتاری ها چنان بر او فشار آورده اند که صبرش تمام شده ، دستش از همه جا کوتاه است، هیچ ابزار و وسیله ای برای نجات از گرفتاری در اختیار ندارد، تلاش او به جایی نمی رسد و در یک کلام از غیر خدا دل بریده باشد!

پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمود:

هرگاه صبر آدمى تمام شد، نوبت فرج و گشایش ‍ مى شود. 

حضرت على علیه السلام فرمود:

نزدیكترین مردم به اجابت ، كسی است كه مضطر باشد، به نوعى كه ناچار گردد از خدا سۆال كند، و بخصوص هنگامى كه دیگر نتواند بر بلا و فقر و مصیبت صبر كند.

( دیلمى ، ارشاد القلوب ، بخش 2، ص 172)

امام صادق علیه السلام فرمود:

هر گاه بلایى اضافه شود، از آن بلا عافیت خواهد بود.

(دیلمى ، ارشاد القلوب ، بخش 2، ص 173) 

امام على علیه السلام فرمود:

چون سختى ها به آخرین درجه ى شدت برسد، گشایش و فرج نزدیك است؛ و هنگامى كه حلقه هاى بلا و مصیبت تنگ شود، نوبت آسانى فرا مى رسد.

(نهج البلاغه، حكمت 35)

                                 سیدحجت الله موسوی زاده



تاريخ : دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۳ | 13:31 | نویسنده : سیدحجت الله موسوی زاده |

مشکلات را هدیه خدا بدانیم!

عبدالله91 آواتار ها 

لابد مشکلی که برایت پیش می آید، تحمل آن را در تو می بینند و می دانند قادر به حمل آن هستی!

امام موسی کاظم علیه السلام می فرماید:

«خداوند قبل از اینکه بلایی را بر بنده اش نازل کند ، اول ظرف آن را به او می دهد!»

این تجربه شخصی من است و به خوبی لمس کرده ام که گاهی خداوند برخی صفات را به امانت در وجودمان قرار می دهد تا با آن مشکلی را تحمل و یا حل کنیم ، در حقیقت خدا ما را مسلح می کند و بعد به جنگ مشکلات می فرستد ، بعد از تمام شدن مشکل ، دوباره آن سلاح را از ما می گیرد ، این سلاح قرار نیست پول باشد ، اگر چه ممکن است گاهی پول هم باشد اما می تواند از جنس صبر، شجاعت، قدرت بدنی ، دوست خوب و... باشد!

چنانچه در قرآن آمده است:

« فان مع العصر یسرا ان مع العصر یسرا»

«پس همانا با هر سختی آسانی هست، همانا با هر سختی آسانی هست»

گاهی این سختی ممکن است از طرف دوستان ، اطرافیان ، همکاران و دیگران برایمان ایجاد شود و در یک کلام ، آنها شادی را از ما بگیرند!

                                                   

این را هم باید آزمایش خداوند بدانیم و تحمل کنیم ، زیرا مشکلات ما را پخته می کنند و به رشد می رسانند!

گاهی این غمها و اندوه ها ما را از گناهان پاک می کنند، یا درجه معنوی مان را ارتقاء می دهند و یا ما را از شرارتی باز می دارند، زیرا گاهی فارغ بودن از مشکلات باعث می شود دست به گناه یا عمل ناشایسته ای بزنیم!

پس در هر حال مشکلات را لطف خدا بدانیم، هر چند این دیدگاه نباید مانع از تلاش و دعا و... برای رفع آنها باشد.

                                  سیدحجت الله موسوی زاده



تاريخ : دوشنبه هجدهم اسفند ۱۳۹۳ | 10:24 | نویسنده : سیدحجت الله موسوی زاده |

امسال هم که نیامدی!

دشمنان به ما طعنه می زنند، برایمان خط و نشان می کشند، هر کاری از دست شان بیاد، برای نابودی ما انجام می دهند، آنها خون ما را هدر و اموال و نوامیس مان را بر خود حلال می دانند!

به ما برچسب کفر می چسبانندو ما را مشرک می خوانند!!

تمام جرم ما دوست داشتن تو و اجداد و مادر توست ، اینها از شما بغض و کینه دارند و چون دست شان به شما نمی رسد، بر ما می تازند!

مولای ما!

درد فقط ستیز دشمنان با ما نیست ، یواشکی بگوئیم:

خودمان هم به خودمان رحم نمی کنیم، اموال یکدیگر را به ناحق می خوریم ، گرفتار دروغ گفتن و تهمت و تمسخر یکدیگریم، آبروی هم را می بریم، تو را فراموش کرده ایم و فقط به دنیا و رفاهیاتش می اندیشیم!

آنقدر غرق گناه و غفلت شده ایم که آسمان هم بر ما بخیل شده و کشت و زرع مان در حال نابودی است!

برخی می گویند مگر در سرزمین های دیگر گناه نمی شود که این همه باران و برف بر آنها می بارد؟!

می گویم:

آری اما خدا انتظاری که از ما دارد ، از آنها ندارد ، زیرا ما از دوستان محمد و آل محمدیم و خدا از ما انتظار ندارد که این همه گناه کنیم و زودتر از دیگران با ما قهر می کند!

بماند ، درد زیاد است!

آقا جان!

امسال هم تمام شد و تو نیامدی!

اما ما همچنان برای آمدنت دعا می کنیم و می گوییم عیب از ماست که نمی آیی!

همانطور که پیر و مراد ما آیت الله بهجت چنین زمزمه می کرد:

اين همه لاف زن و مدعي اهل ظهور
پس چرا يار نيامد که نثارش باشيم
سالها منتظر سيصدو اندي مرد است
آنقدر مرد نبوديم که يارش باشيم
اگر آمد خبر رفتن ما را بدهيد
به گمانم که بنا نيست کنارش باشيم

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیة والنصر...

                                      سیدحجت الله موسوی زاده



تاريخ : یکشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۳ | 18:2 | نویسنده : سیدحجت الله موسوی زاده |

بزرگداشتی که دیر انجام شد!

تکریم علماء و دانشمندان ، تکریم علم و تقوی ، حرمت گذاشتن به محمد و آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین و ایجاد رابطه با آنان و در یک کلام اعلام دوستی با خداوند است.

بالاخره این سنت تا حدودی در کشور ما برچیده شد که تا زمانی که

نخبگان مان زنده بودند ، یادی از آنها نمی کردیم اما به محض اینکه جهان را ترک می کردند و از میان ما می رفتند ، شروع می کردیم به برگزاری آیین تکریم و بزرگداشت.

شب گذشته در مراسمی از استاد بزرگ اخلاق شهرمان،

       « آیة الله شیخ غلامرضا مولانابروجردی »

با حضور گسترده و فشرده جمعیت و مخصوصا جوانان در مسجد حضرت ولی عصر (عج) تجلیل شد.

در این برنامه «حجة الاسلام احمدی» از دوستان و هم شاگردی های آقای مولانا به  تفصیل از ایشان و بیش از 50 اثر علمی شان سخن گفت ، همچنین کلیپی شامل زندگینامه ، اظهار نظر اقوام ، دوستان ، شاگردان ، همشهریان و نیز گوشه ای از منبرهای حاج آقا برای حاضران پخش گردید.

هر چند این تجلیل می توانست بهتر و مفصل تر باشد اما اگر مته روی خشخاش نگذاریم ، باز هم جای شکر دارد که عده ای از مسؤلین به فکر چنین کار ارزشمندی افتادند.

اما افسوس!

افسوس که شیخ عزیز ما آنقدر پیر و ناتوان شده که حدود یک ماه است دیگر قادر به آمدن به مسجد برای اقامه نماز جماعت هم نیست ، او 87 سال سن دارد و آخرین عالم از علمای  شهر ماست ، زیرا بقیه یا از دنیا رفته و یا از این شهر کوچ کرده اند.

آقای مولانا که با کمک این و آن به مراسم آمده بود، آرام در گوشه ای نشست، سرش پایین بود و ذکر می گفت ، انگار نه انگار که دارند در مورد او حرف می زنند،وبرایش مهم نبود که از او تجلیل بشود یا نشود.

او با حال نامساعدی که داشت ، به احترام مهمان و سخنران برنامه ، تا پایان سخنرانی او نشست ، آنگاه همراهانش اعلام کردند حالش خوب نیست ، او را با خود به خانه بردند و بقیه مراسم بدون حضور او ادامه یافت.

                                                      عیادت دکتر احمدی از آیت الله مولانا

به برخی دوستان گفتم ای کاش این مراسم ده یا پانزده سال پیش برگزار می شد تا آقای مولانا هم می توانست پشت تریبون قرار بگیرد و مقداری از زندگینامه و شرح حال خودش را بگوید!

جا دارد از رئیس محترم اداره ارشاد شهرستان ، جناب حاج نادر ارجمندی که ابتکار به خرج دادند و زحمت این مراسم را بر عهده گرفتند ، صمیمانه تقدیر و تشکر نمائیم.

اما افسوس که پیری اجازه نداد تا پیر ما با ما سخن بگوید...

                            سیدحجت الله موسوی زاده



تاريخ : شنبه شانزدهم اسفند ۱۳۹۳ | 10:3 | نویسنده : سیدحجت الله موسوی زاده |
مراسم ختم مادر شهید احمد کشوری در بروجرد

   

امروز جمعه مورخ 1393/12/15 مراسم ختم مرحومه «فاطمه سیلاخوری» مادر «شهیدان احمد و محمد کشوری» با حضور خواهر این شهیدان در مسجد حضرت ولی عصر(ع) بروجرد برگزار گردید.

پدر و مادر سرلشکر خلبان شهید احمد کشوری اصالتا اهل بروجرد بودند که به علت نظامی بودن شغل پدر از بروجرد مهاجرت کرده و در استان مازندران(شهر کیاکلا ) ساکن می شوند و برای همیشه در آنجا می مانند.



تاريخ : جمعه پانزدهم اسفند ۱۳۹۳ | 14:52 | نویسنده : سیدحجت الله موسوی زاده |
دلمان به تعریف و تمجید دیگران خوش نباشد!

در برخوردهای روزانه بعضا با آدمهایی روبرو می شویم که ما را تکریم می کنند ، قربان و صدقه مان می روند ، از ما تعریف و تمجید می کنند و ما را چنان جلوه می دهند که ممکن است یواش یواش خودمان هم باورمان بشود که جزو نفرات اول در کره زمین هستیم!!

البته این لطف خداوند است که عیوب ما را پوشیده و مردم خیال می کنند ما عیب و نقصی نداریم ، ما را تحویل می گیرند و تکریم می کنند، این بر می گردد به همان لطف خدا که به ما اندک عزتی داده و نیز به دل پاک و خوبی آنهایی که ما را قبول دارند و از ما تعریف می کنند.

اما چند نکته را نباید از نظر دور داشت:

اول اینکه وقتی از ما تعریف می کنند ، بگذاریم به حساب لطف خدا و پوشیده بودن عیبهایمان، چرا که در میان انسانهای غیر معصوم ، داشتن چندین عیب و خطا و گناه امری طبیعی است، و اگر عیبهایمان بر یکدیگر آشکار شود ، می شویم مصداق گفتار مولای متقیان، علی علیه السلام که فرمودند:

« لو تکاشفتم ما تدافنتم» ، « اگر درون تان برای یکدیگر نمایان شود ، (هنگام مرگ) یکدیگر را دفن نمی کنید!»

دوم اینکه مردم اغلب و یا بعضا کم طاقت، منفعت طلب و بی حوصله اند، کافی است انتقادی از برخی از آنان بکنیم و بگوییم فلان کار شما خلاف ، اشتباه یا گناه است و یا بر علیه آنها شهادت حقی را بدهیم، آنگاه خواهیم دید که چگونه زود نظرشان در مورد ما عوض می شود، تمام تعریف و تمجیدها یکباره به سرزنش و نفرت تبدیل می شود و در نظرشان یک انسان منفی جلوه می کنیم!

برای من که خیلی از این موارد پیش آمده!

بنا بر این ضمن جبران تعریف و تکریم شان به نحو شاسته تر ، یادمان باشد از این تمجیدها مغرور نشویم و دلمان به آن خوش نباشد ، چرا که هر انسانی خود را بهتر از دیگران می شناسد.

و سوم اینکه اجازه ندهیم تمجید دیگران آنقدر از حد بگذرد که به چاپلوسی برسد و دیگران از ما برای خود « بت » بسازند ، فرقی هم نمی کند که واقعا به بتی که خود ساخته اند اعتقاد دارند یا در دل آن را تمسخر می کنند و فقط آن را وسیله ای برای اداره امور خود می دانند!!

                                       سیدحجت الله موسوی زاده



تاريخ : جمعه پانزدهم اسفند ۱۳۹۳ | 1:41 | نویسنده : سیدحجت الله موسوی زاده |

سیزدهم جمادی الاول، سالروز شهادت حضرت زهراء سلام الله علیها ، به روایت 75 روز بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را به همه دوستان آن بزرگوار تسلیت عرض می نمائیم.

                                        



تاريخ : سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ | 18:0 | نویسنده : سیدحجت الله موسوی زاده |

بلوتوثی که مرا بیچاره کرد!

برای انجام کاری وارد محل کارش شدم؛ شروع کرد به بیان خاطراتش از یک سفر زیارتی؛

نمی دانم چه چیزی را در ذهنش مرور می کرد که ناگهان آهی کشید و گفت:

« من که آخرتی ندارم، خدا نابود کند آن شیخی که گناه  را برایم عادی جلوه داد ، خدا نابود کند آنهایی که آن کلیپ را دست به دست برای هم بلوتوث کردند تا به من رسید و در گوشی ام جای گرفت!»

جوان همچنان بی وقفه سخن می گفت و بی آنکه به من فرصتی بدهد تا از او بپرسم چی شده؟

چنین ادامه داد:

« یک روز کلیپی از سخنرانی یک شیخ ، توسط یکی از دوستان برایم بلوتوث شد که با گوش دادن آن زندگی و عقاید و دینم به هم ریخت...؛ آن شیخ خدا را جور دیگری معرفی می کرد و می گفت معنایی ندارد ما از خدا بترسیم ، آقا برو برای خودت گناه کن اما در حین گناه به یاد خدا باش، مهم نیست که گناه می کنی و چه گناهی می کنی ، مهم این است که در حین گناه به یاد خدا باشی و او را فراموش نکنی!»

می گفت:

« به بیان سحر آمیز شیخ ایمان آوردم ، زود جذب شدم و زدم به بی خیالی؛ کلیپ را به چند نفر از دوستان نشان دادم و به شدت از آن دفاع کردم ، آنها هر چه در گوشم من خواندند که چنین نیست و این شیخ اشتباه می کند ، فایذه ای نداشت، تا بعد از گذشت مدتی سرم به سنگ خورد و با نصیحت برخی بزرگان نظرم در مورد کلیپ و سخنان آن شیخ برگشت و حالا می فهمم که داشت چه بر سرم می آمد!»

به او گفتم:

اولا: کسی حق ندارد گناهان خود را برای دیگران نقل کند که این خود گناهی بزرگ است؛

ثانیا: توبه یک واجب فوری است؛

ثالثا: نا امیدی از رحمت خدا از همه گناهان بدتر است؛

از طرفی باید بگویم آن شیخ خیلی بیخود کرده که چنین حرفهایی زده و بلوتوث کردن آن هم از طرف برخی افراد اشتباهی بزرگ است ، زیرا خداوند پیامبران را وقتی فرستاد ، به آنها دو مأموریت داد ، و آن اینکه مردم را بیم و بشارت بدهند،بیم از نافرمانی و معصیت و عواقب گناه و بشارت به پاداش های بزرگ برای کسانی که خداوند را اطاعت می کنند.

لذا نباید آنقدر مردم را چنان بی جهت از خدا ترساند که آنها خدا را موجودی خطرناک و وحشتناک بپندارند و همچنین نباید آنقدر در امیدوارکردنشان زیاده روی کرد که مردم جرأت پیدا کنند مرتکب گناه و به قول معروف بی خیال بشوند.

بهترین جواب به آن شیخ و امثال او این است که همزمان چند نفر در اطراف او جمع بشوند، یکی پولهایش را ببرد ، یکی او را کتک بزند ، یکی خانه اش را خراب کند، یکی ماشینش را ببرد ، وقتی اعتراض کرد ، به او بگویند تو حق اعتراض نداری زیرا درست است که ما تو را کتک زدیم و اموالت را بردیم و خانه ات را خراب کردیم اما مطمئن باش در حین انجام این کارها که تو آنها را ظلم و گناه و غارت و تجاوز می دانی ، همش به یاد خدا بودیم!!

مگر خودت نگفتی اشکالی ندارد که گناه کنید ، مهم این است که در حین گناه به یاد خدا باشید؟!

فکرش را بکنید ، هر روز گروهی دست به قتل و غارت و تجاوز بزنند و بعد هم بگویند در حال گناه به یاد خدا بودیم ، آنگاه چه بر سر جامعه خواهد آمد!!

البته تجربه ثابت کرده که برخی افراد تمایل به گناه دارند و به دنبال روزنه ای برای گریز از دین ، ارتکاب گناه ، توجیه و قانع کردن خود و اطرافیانشان هستند و این کلیپ وسیله خوبی برای رسیدن به مقصود بوده!!

می خواهم دو نکته را هم اضافه کنم:

اول اینکه بدانیم چگونه عده ای با جری کردن مردم به گناه ، تحت عنوان وسعت رحمت خدا ، جامعه را به فساد می کشانند که این می تواند یک جریان مشکوک باشد.

دوم اینکه تأثیر مخرب بلوتوث اینگونه کلیپ ها را نباید نادیده گرفت ، این کار با هر عنوان و توجیهی که صورت بگیرد، موج گسترده ای به دنبال دارد و ممکن است صدها و هزاران انسان مؤمن را بی ایمان کند...

                               سیدحجت الله موسوی زاده



تاريخ : دوشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۳ | 22:9 | نویسنده : سیدحجت الله موسوی زاده |
بزرگداشت آخرین بازمانده از علمای شهرمان!

« انما یخشی الله من عباده العلماء»

       مراسم تجلیل از تنها بازمانده ی علمای  شهرمان ، دانشمند ،

                                 نویسنده ، ادیب و استاد بزرگ،

                     «آیت الله شیخ غلامرضا مولانا»

زمان:جمعه 1393/12/15، بعد از نماز مغرب و عشاء

مکان: مسجد حضرت ولی عصر(عج)، چهار راه تختی



تاريخ : جمعه هشتم اسفند ۱۳۹۳ | 0:22 | نویسنده : سیدحجت الله موسوی زاده |

خداوند زیرکتر از زرگران است!

اگر توانستیم یک قطعه « مس » را به جای « طلا »به یک زرگر غالب کنیم و بفروشیم ، آنگاه ادعا کنیم که می توانیم عمل «غیر خالص » و آلوده به شرک را به جای عمل « خالص » به خداوند تحویل بدهیم!!

خداوند زیرکتر از زرگران است!خداوند زیرکتر از زرگران است!خداوند زیرکتر از زرگران است!

و البته که هر گز چنین نخواهد شد ، زیرا خداوند داناتر و زیرکتر از هر زرگری است!

پس یادمان باشد ، نمی شود خار کاشت و گندم درو کرد...



تاريخ : چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ | 22:13 | نویسنده : سیدحجت الله موسوی زاده |

معرفی یک کتاب مفید و خواندنی!

خانم « بتی جین ایدی » یک زن مسیحی امریکایی است که در جریان عمل جراحی مرگ موقت را تجربه می کند و دوباره به زندگی باز می گردد!

او مشاهدات خود را در عالم ارواح چنان زیبا و جذاب در کتاب

«در آغوش نور» به رشته تحریر در آورده که هر خواننده ای شروع به مطالعه آن کند، دوست دارد بی وقفه تا آخر کتاب را بخواند.

بتی جین «عشق و دوست داشتن» و «یاری رساندن به یکدیگر»، را دو علت اصلی حضور ما در زمین می داند.

او همچنین تأثیر افکار مثبت و منفی ، اعمال ، صفات و نوع حرف زدن انسانها در سرنوشت شخصی و بر جهان هستی را با بیانی رسا و قشنگ برای خواننده تفهیم می کند.

با خواندن این کتاب دریچه ای تازه از عالم هستی را بر روی خود بگشایید و بعد از آن علاوه بر اینکه مراقبت بیشتری بر اعمال و افکار و صفات خود به عمل خواهید آورد، لذت عبادت و نماز خواندن را بیشتر خواهید چشید.

                                          سیدحجت الله موسوی زاده



تاريخ : چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ | 13:52 | نویسنده : سیدحجت الله موسوی زاده |

ثروتمندان گدا !!

آیا می دانید که آدمهای ثروتمند خسیس از فقرای تهیدست هم فقیرترند؟!

چه فرقی می کند که پول نداشته باشی ، یا اینکه پول داشته باشی و خرج نکنی؟!

تازه فقرای سخاوتمند از آرامش بیشتری نسبت به ثروتمندان خسیس برخوردارند!

          



تاريخ : سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ | 22:54 | نویسنده : سیدحجت الله موسوی زاده |

عزت و ذلت دست خداست!

قابل توجه کسانی که تلاش می کنند عزیزی را خوار نمایند:

قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَن تَشَاء وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ.

بگو بار خدايا تويى كه فرمانفرمايى هر آن كس را كه خواهى فرمانروايى بخشى و از هر كه خواهى فرمانروايى را باز ستانى و هر كه را خواهى عزت بخشى و هر كه را خواهى خوار گردانى همه خوبيها به دست توست و تو بر هر چيز توانايى.

                           (سوره آل عمران / آیه 26)



تاريخ : سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ | 1:19 | نویسنده : سیدحجت الله موسوی زاده |

مرده را هم به حال خود رها نمی کنند!!

مدتی است رسم شده برخی افراد هنگام غسل و کفن میت به غسالخانه می روند، مراحل غسل و کفن را از اول تا آخر ( نه به قصد یادگرفتن) ، به قصد کنجکاوی نگاه می کنند ، از میت عریان عکس و فیلم می گیرند ، برای یادگاری نگهداری و حتی آن را برای دیگران بلوتوث می کنند!!

این اقدام ناپسند که ریشه در خود کم بینی ، ریاکاری و احساس همدردی کاذب با بازماندگان را دارد ، به معضلی فرهنگی تبدیل شده و متأسفانه مسؤلین غسالخانه ها بعضا انگاری زبان در دهانشان نمی چرخد که از ورود افراد اضافی و مخصوصا فیلمبرداری با گوشی موبایل و حتی دوربین خودداری نمایند!!

نمی دانم اینگونه افراد تا کی به این کارها ادامه می دهند؟!

و نمی دانم چرا مسؤلین برخی غسالخانه ها اجازه ورود به افراد اضافی

می دهند؟!

                                           سیدحجت الله موسوی زاده



تاريخ : دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ | 22:45 | نویسنده : سیدحجت الله موسوی زاده |
ارزش پرستاری!

مرحوم علامه طباطبایی رحمة الله علیه فرمودند:

« من حاضرم حاصل هفتاد سال عبادتم را با یک شب پرستاری از بیماران عوض نمایم!»  

سالروز میلاد حضرت زینب سلام الله علیها و روز پرستار مبارک باد.      



تاريخ : دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ | 17:36 | نویسنده : سیدحجت الله موسوی زاده |

 نمازی که بی وضو و با خون خواندم!

(خاطرات جنگ را با اصرار برخی دوستان می نویسم)

اصلا فکرش را نمی کردم زنده بمانم، با اشتیاق انتظار رفتن را می کشیدم و به آسمان نگاه می کردم تا شاید سر و کله فرشتگان پیدا شود و مرا با خود به آسمانها ببرند، اما به خودم گفتم فلانی نکند یک وقت چتربازهای عراقی را با فرشتگان اشتباه بگیری و اگر آمدند شادی کنی!!...

  



ادامه مطلب
تاريخ : شنبه دوم اسفند ۱۳۹۳ | 19:26 | نویسنده : سیدحجت الله موسوی زاده |

دیدم خیلی عوض شدم!

می گفت:

یه روز با خودم خلوت کردم و هی فکر کردم و هی فکر کردم؛

با خودم حرف می زدم و می گفتم حالا به کجا رسیدی؟ چی شدی؟

حدود ده ساله که نمازهاتو اول وقت خوندی ، حساس بودی ، خیلی حواست بود که نمازت به تأخیر نیفته، خوب حالا چکار کردی؟!

مگه عارف بزرگ ، مرحوم سید علی قاضی نگفته هر کس نمازشو اول وقت خواند و به مقامات عالیه نرسید ، منو لعن کنه؟!

مگه عارف وارسته ، مرحوم آیت الله بهجت نگفته هر کس نمازشو اول وقت بخونه ، به آنجایی که باید برسه، میرسه؟!

پس چی شد؟ به کجا رسیدی؟!چی شدی؟!

می گفت:

هی با خودم حرف زدم ، به ذهنم رسید که خودمو مقایسه کنم با ده یا پانزده سال پیش ، با اون موقع که نمازمو اول وقت نمی خوندم، مثل یه کارشناس ریز بین ، رفتم توی کار خودم!

هی رفتار و افکار و صفات و اعمالمو مقایسه می کردم با اون سالها!

وقتی کلاهمو قاضی کردم ، دیدم خدائیش خیلی عوض شدم:

- اون موقع حرص می زدم اما حالا اصلا حرص نمی زنم و خدا رو همه کاره می دونم!

- اون موقع فکر می کردم دیگران کاره ای هستن اما حالا فقط خدا رو توی عالم مؤثر می دونم!

- اون موقع تا کم میاوردم ، زود به این و اون متوسل می شدم اما حالا اگه بمیرم ، بنده کسی نمیشم!

- اون موقع این و اون برام کسی بودن اما حالا می دونم که اونا هیچ کاره و بندگان ضعیف خدا هستن!

-اون موقع فقط در شرایط خاصی به یاد خدا بودم ، اما حالا خدا یک دقیقه هم از ذهن و دلم نمیره!

-اون موقع حرف این و اون برام مهم بود اما حالا اگه بدونم درست دارم حرکت می کنم، از قضاوت و سرزنش کسی باکی ندارم و اهمیت نمیدم!

- اون موقع فکر می کردم کسی هستم اما حالا می دونم که پر کاهی هم نیستم و باید خاضعانه به بندگان خدا خدمت کنم و کوچیک همه باشم!

-اون موقع بعضی وقتها برای خودم ملاحظاتی داشتم و گفتن حرف حق برام سخت بود اما حالا از گفتن حرف حق ابایی ندارم ، حتی به قیمت جانم!

- اون موقع خرج کردن در راه خدا برام کمی سخت بود و از فقر می ترسیدم ، اما حالا خیلی وقتها پولی رو که به فقیر میدم ، اصلا نمی شمارم و توکلم به خداست!

- اون موقع بیشتر به خودمو خانوادم فکر می کردم ، اما حالا غصه ی همه ی مردم رو می خورم و غم و شادی اونا برام مهمه!

-اون موقع....اما حالا.....

خلاصه هی گفت و گفت...

 گفتم:

پس خیلی چیزها گیرت اومده و نمی دونستی!

گفت:

تازه همه رو نگفتم ، به خیلی چیزها رسیدم از برکت نماز اول وقت!

گفتم:

همینه دیگه ، بزرگان ما انسان شاس هستنن ، میدونن درد ما چیه و چه دارویی میخواد؛

لابد فکر می کردی بعد از مدتی که نمازتو محافظت می کردی ، باید به گنج و طلای فلزی می رسیدی!!

اما بدان ، این چیزایی که گفتی ، از هر گنج و طلایی برات بهترن ، چون گنج و طلا ماندگاری ندارن ، یه روزی یا تو از اونا جدا میشی و یا اونا از تو ، اما اینها رو که گفتی ، از تو جدا نمیشن ، اینها مونس دنیا و برزخ و قبر و آخرت و همنشین تو در اون دنیا هستن....

                                        سیدحجت الله موسوی زاده



تاريخ : سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳ | 11:55 | نویسنده : سیدحجت الله موسوی زاده |
کار خیر سزاوار تقدیر است!

اینها گروهی از مردم نیکوکار تهرانی هستند که غذا می پزند و بسته بندی می کنند.

بعدش غذاها را بیرون می برند.

و بین کارتون خوابها توزیع می کنند.



تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۳ | 20:20 | نویسنده : سیدحجت الله موسوی زاده |

درد سر ما از همه بیشتر است!

 

عالمی ( آقای راشد یزدی)می گفت:

« درد سر و زحمت ما انسانها از همه بیشتر است ، زیرا خداوند سه جور مخلوق دارد: حیوان،فرشته و انسان؛

فرشتگان همه عقل مطلق هستند، شهوت و هوای نفس ندارند و فقط به اطاعت خدا مشغولند؛ حیوانات هم شهوت مطلق دارند و عقل ندارند و فقط به خور و خواب و تمایلات حیوانی خود مشغولند ؛ لذا حیوانات و فرشتگان چون یک بعدی هستند ، با خود جنگ و دعوایی ندارند و هر کدام به کار خود مشغولند!

اما:

انسان نیمی از عقل و نیمی از شهوت است(ترکیبی از حیوان و فرشته) ، لذا همیشه در درون انسان جنگ است ، جنگ میان عقل و هوای نفس، جنگ میان ماده و معنا،جنگ میان حیوان و فرشته، پس اگر عقل پیروز شود ، فرشته می شوی و از فرشته بالاتر می روی، و اگر هوای نفس پیروز شود ، حیوان و بلکه پست تر از حیوان می شوی!»

                                    سیدحجت الله موسوی زاده



تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۳ | 11:13 | نویسنده : سیدحجت الله موسوی زاده |

از مکافات عمل غافل مشو!

همانطور که می دانید ، هر عملی در این جهان عکس العملی دارد ، این قانون زمین است!

یادم می آید زمانی که پنج یا شش سال بیشتر نداشتم ، از روی شیطنت به اتفاق دوستم زنگ خانه ها را می زدیم و فرار می کردیم!

مجموع خانه هایی که زنگ شان را زدیم و فرار کردیم ، شاید به ده تا نرسید اما از آن زمان تا حالا شاید بیش از صد بار زنگ خانه ما را زده اند و فرار

کرده اند!!

و من هر بار که زنگ خانه مان به صدا در می آید و می بینم طرف بچه ای بوده و فرار کرده ، بی اختیار و به سرعت به دوران کودکی ام برمی گردم و استغفار می کنم و با خودم می گویم این حق من است!

این یک مصداق بود و همه اعمال ما این عکس العملها را به دنبال دارند!

(اما از من بدبین نشوید ، به خدا نمی فهمیدم و الآن این کار را نمی کنم!!)

به قول مولانا:

این جهان کوه است و فعل ما ندا

سوی ما آید نداها را صدا

و به قول سهراب سپهری:

یادمان باشد،

کاری نکنیم

که به قانون زمین بر بخورد...

                                     سیدحجت الله موسوی زاده



تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۳ | 11:0 | نویسنده : سیدحجت الله موسوی زاده |

از سهم حلال خود کم مکن!!

شخصی عادت کرده بود گِل بخورد؛

او روزی به مغازه عطاری رفت تا قند و شکر بخرد،آن عطار زیرک به جای سنگ ترازو اجناس را با گل ( کلوخ) وزن می کرد!

عطار به او گفت : قند من بسیار نیکو است، ولی من به جای سنگ، گل در ترازو می گذارم، اگر میل داری با این شرط، قند را از من بخری! 

جوان گِل خوار گفت:

برای من قند اهمیت دارد خواه با سنگ وزن کنی یا با گِل، ولی بعد با خود گفت  سنگ چیست، گِل برای من از طلا هم بهتر است!
عطار برای ورن کردن قند، گِل را بجای ترازو نهاد تا آن قند را وزن کند،چون تیشه نداشت تا قند را با سرعت بشکند و هم وزن گل نماید، لذا مشتری را مدتی در مقابل ترازو منتظر گذاشت!

عطار رویش را به طرف دیگر برگردانیده بود و گِلخوار بدون آنکه عطار متوجه شود مقداری از آن گِل را با شتاب شکست و خورد: 
ترس ترسان که نیاید ناگهان چشم او بر من فتد از امتحان 

وقتی عطار فهمید که او مشغول خوردن گِل است، خود را عمداً به کار دیگری مشغول ساخت!

او بیشتر از آن گِل خورد، زیرا هرچه از آن گِل می خورد،وزن آن کمتر می شد و در نتیجه وزن قند نیز کمتر می شد و سرانجام ضرر به خود گِل خوار می رسید نه به عطار! 
در حقیقت آن گل خوار ، با اینکار خود ، ضرر به خودش می زد: 
گر بد زدی و زِ گل من می بری     رو که هم از پهلوی خود می خوری 
چو ببینی تو شکر را زآمود            پس بدانی کاحمق و عاقل که بود؟ 

منبع: دفتر چهارم مثنوی مولانا

نگین سلیمان نوشت:

در این دنیا هر چقدر از حرام استفاده کنی ، به همان مقدار از سهم حلال خود کم کرده ای و هر مقدار که از حرام دوری کنی ، به جایش حلال نصیبت می شود!



تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۳ | 10:15 | نویسنده : سیدحجت الله موسوی زاده |